ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

277

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) بيشتر دعاى عمر طلب آمرزش بود و چون مراسم نزديك به اتمام شد و خواست برگردد رداى خود را از اين سو به آن سو پيچيد و دستهاى خود را بر افراشت و سخت الحاح در دعا كرد و مدتى گريست آن چنان كه ريش او خيس شد . واقدى از خالد بن الياس ، از يحيى بن عبد الرحمن بن حاطب ، از پدرش نقل مىكند عمر در سال رماده پيش از ايراد خطبه دو ركعت نماز با مردم گزارد و هفتاد و پنج تكبير گفت . واقدى از عبد الله جعفر رقى ، از ابن ابى عون نقل مىكند * در سال رماده عمر بن خطاب به عباس بن عبد المطلب گفت : در كدام يك از برجها هستيم ؟ گفت : عوّاء . [ 1 ] پرسيد چند روز از آن باقى مانده است ؟ گفت : هشت روز . عمر گفت : شايد خداوند در آن خير قرار دهد و به عباس گفت : فردا صبح زود به خواست خداوند به نماز و دعاى باران مىرويم ، گويد و چون عمر در دعا كردن پافشارى كرد دست عباس را گرفت و برافراشت و گفت : پروردگارا ما عموى پيامبرت را شفيع قرار مىدهيم كه اين خشكسالى را از ما بردارى و ما را با باران سيراب فرمايى . گويد ، هنوز از جاى خود حركت نكرده بودند كه باران شروع به بارش كرد و آسمان چند روز پياپى باريد . گويد ، چون باران باريد و زمين اندكى سرسبز و خرّم شد ، عمر اعرابى را كه به مدينه آمده بودند بيرون كرد و گفت : به سرزمينهاى خود برويد . واقدى از اسامة بن زيد ، از ميمون بن ميسرة ، از سائب بن يزيد نقل مىكند كه مىگفته است * بامدادى در سال رماده عمر را ديدم كه سخت در حال تضرع و زارى بود و بردى بر تن داشت كه به زانويش نمىرسيد ، صداى خود را به استغفار بلند كرد و از چشمان او بر گونه‌هايش اشك فرو مىريخت . عباس بن عبد المطلب هم در طرف راست او ايستاده بود ، روى به قبله و دستهاى خود را به آسمان برافراشته بود و به پيشگاه الهى زارى مىكرد . گويد ، عمر دعا كرد ، مردم هم همراه او دعا كردند ، آن گاه دست عباس را گرفت و گفت : پروردگارا ما عموى پيامبرت را به حضور تو شفيع قرار مىدهيم ، عباس هم همچنان كنار عمر ايستاده بود و سر به زير افكنده و دعا مىكرد و از چشمانش اشك فرو مىريخت . [ 2 ] واقدى از عبد الله بن محمد بن عمر بن حاطب ، از يحيى بن عبد الرحمن بن حاطب ، از

--> [ 1 ] . براى اطلاع بيشتر از كواكب عوّاء ، رك : عبد الرحمن صوفى ، صور الكواكب ، ترجمهء آن به قلم خواجه نصير الدين طوسى چاپ بنياد فرهنگ ايران ، تهران ، 1351 ، ص 51 - 47 . - م . [ 2 ] . اين توجه به عباس و بىتوجهى به اهل بيت راستين حضرت ختمى مرتبت شگفت‌انگيز است . - م .